مدتیه در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی دچار شک و تردید شدم. احساس می کنم این روندی که دارم بهش ادامه میدم کاملا بی فایده است. تقریبا سال پیش بود که وبلاگ نویسی رو با بلاگفا شروع کردم و بابت انتخابم شرمنده ام. این شد که به وردپرس کوچیدم و از این انتخاب هم آنچه ما را نصیب شد شرمندگی بود! بعدا فهمیدم وردپرس برای دات کامی ها خوبه و به وبلاگ های رایگان همه جور امکاناتی رو ارائه نمی ده (سوء تفاهم نشه! شرف داره به بلاگفای دیکتاتور!).
آماری که وردپرس بهم نشودن میده، نا امیدم می کنه. 40 بازدیدکننده در روز(که به طور متوسط 10 تاشون به خاطر یو95 میان!).تازه میگه اگه چندین روز آپ نکنی تعداد بازدیدکننده های روزانه بیشتر میشه! این واقعا مسخره نیست؟؟
عکس از وبلاگ اولدفشن
نوشتن برای من یه نیازه که شاید با اسم واقعی خودم نتونم برآورده ش کنم. برای همین درباره هرچیزی که درموردش فکر می کنم می نویسم: از خاطرات روزانه تا اتفاقات این روزها و … . شاید برای همینه که خوانندگان ثابتی ندارم و بیشتر کسانی که برام نظر می ذارن، کسانی هستن که من هم براشون کامنت گذاشتم. یه جور دید و بازدید که اصلا دوستش ندارم. همین جا رسما اعلام می کنم اگه کامنت نذارین در کامنت گذاشتن من هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد.(ببینم قضیه جدیه بیانیه هم میدم!) دوست ندارم کسی از سر اجبار این کار رو بکنه!(اسمایلی یه بلاگر با فهم و کمالات!) از طرف دیگه دوست دارم با اسم واقعی خودم هم بنویسم. این جوری کسایی که در دنیای آفلاین منو می شناسن می تونن حرفای منو بخونن.
وقتی شروع کردم به وبلاگ نویسی اتفاقاتی که توی دانشگاه می افتاد رو با زبان طنز می نوشتم. هر مطلبم گاهی تا 30 تا نظردهنده داشت که هیچ وقت به وبلاگشون سر نزده بودم حتی. ولی الآن که برمی گردم و نگاه می کنم می بینم اون نوشته ها چیزی بیش از یه مشت چرندیات بی مزه و مزخرفات و بیــپ ..بیـــپ… نبود!
حالا نمی دونم بزنم این وبلاگ رو ناک اوت کنم و یه وبلاگ جدید با اسم واقعی خودم راه بندازم که مطالبش کمتر پراکنده باشه یا همزمان هر دو رو داشته باشم؟ یا به بلاگر مهاجرت کنم (دو کوچ وبلاگی ظرف کمتر از دو ماه)؟ هویت واقعی مو رو کنم؟ (اون وقت تو حاضری به جای من بری اوین؟!) البته من هیچ وقت علیه کسی حرف نزدم. فقط درانتخابات طرف یکی از کاندیداها رو گرفتم. (به جان خودم غیر از این هیچ غلط سیاسی دیگه ای نکردم!) ولی خب آدم دور و برش رو می بینه که کیفرخواست علیه گوگل و توییتر و فیس بوک صادر می کنن با خودش می گه از کجا معلوم فردا به صرف وبلاگ داشتن مجرم شناخته نشی؟ والا!
از این وضعیت کج دار و مریز خسته شدم! (گفتنی است تا پارسال فکر می کردم کج دار و مریضه!!!)
حالا برای اولین و آخرین بار در عمر وبلاگیم ازتون خواهش می کنم کامنت بذارین، راهنماییم کنین و خانواده ای! را از نگرانی برهانید!